شب سیاه
عشق
خـدا را چه ديـدي ؟!
اين كلمه ها و نوشته ها صـوت شـدند ؛ و بـراي ِ يك بـار هم كه شـده او . . .
سوم شخص مفرد نیست !
همه ی دنیای من است !!!
بزرگراه های مهندسی ساز
فرامــــوش کردنـــت
حالا اشک هایم شبیه تو شده اند ! گریه که می کنم ... نمی آیند ...!
من تو را نمی سرایم !.. هوایت که به سرم می زند " بند بند وجودمــــ ای کاش نگاه خسته را خوابی بود یا در شب بی ستاره مهتابی بود ما مثل دو کاج دور از هم هستیم ای کاش که بین من و تو تابی بود نظرات شما عزیزان: یک شنبه 5 تير 1390برچسب:, :: 12:13 :: نويسنده : محمدجواد
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان
|